تبلیغات
گرجیان ایران - تسیخه در منابع تاریخی

გაუმარჯოს საქართველოს
تسیخه در منابع تاریخی
پنجشنبه 28 بهمن 1389 ساعت 12:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست IranianGeorgians | ( نظرات )
پس از مرگ نادر شاه افشار جانشینان او نزاع‌های فراوانی نمودند. کشور ایران وارد مرحله‌ای از عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شدیدی گردید و به دلیل عدم قدرت دولت مرکزی خوانین و حکام نواحی طغیان نموده و در صدد کسب قدرت بیشتر و رسیدن به منصب پادشاهی برآمدند. علی قلی خان، ابراهیم خان، شاهرخ و سلیمان دوم هر کدام مدت کوتاهی سلطنت کردند. احمدشاه درانی از سرداران افغانی نادر در شرق ایران، محمدحسن خان قاجار در استرآباد و آزادخان افغان در نواحی شمال ایران در صدد تشکیل حکومت و کسب قدرت بودند. در این آشفتگی‌ها، کریم خان زند نیز در صدد کسب قدرت برآمد. او نواحی تویسرکان و کزاز را تصرف کرد و توانست محمد علی خان حاکم همدان و حسنعلی خان حاکم اردلان را شکست دهد و حامیانی پیدا کند. کریم خان پس از پیروزی بر دشمنان خود شهرت عظیم کسب نمود و عنوان «کریم خان» یافت. کریم خان بعد از پیروزی‌های متعدد و کسب شهرت با علیمردان خان بختیاری متحد شد و بنا بر پیشنهاد علیمردان تصمیم گرفتند به ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان و عراق که منصوب شاهرخ‌میرزا افشار بود، حمله کرده و او را شکست دهند. متحدین توانستند ابوالفتح را شکست دهند، اما آن‌ها بعد از این پیروزی پیمان اتحاد سه جانبه‌ای منعقد نمودند تا برای نجات ایران از هرج و مرج چاره‌ای بیندیشند. متحدین ابوتراب نوهٔ مادری شاه سلطان حسین را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند و مناصب را بین خود تقسیم کردند. علیمردان خان به علت سن کم شاه جدید نایب السلطنه او شد و همچنین کریم خان زند سردار کل سپاه و ابوالفتح خان نیز حاکم اصفهان شد. بعد از این پیمان کریم خان عازم فتح نواحی غربی ایران شد. هنگامی که وی مشغول فتوحات بود، علیمردان با استفاده از غیبت وی ابوالفتح خان حاکم اصفهان را کور و مقتول نمود و عمویش باباخان بختیاری را حاکم اصفهان نمود و خود عازم دفع صالح خان حاکم شیراز شد. علیمردان خان خود را پادشاه واقعی ایران می‌دانست و شاه اسماعیل سوم برایش آلت دستی بیش نبود. کریم خان بعد از اطلاع از موضوع در یک شورای مشورتی با سرداران خود تصمیم گرفت با علیمردان بجنگد. او با ۳۰٬۰۰۰ سپاهی به اصفهان حمله برد و شهر را تصرف کرد. علیمردان هم که شیراز را تصرف و در آنجا ستم زیادی کرده بود بعد از اطلاع از این وقایع به سوی اصفهان حرکت کرد. خان زند نیز فوراً با سپاه خود راهی جنوب شد. در چهارمحال بختیاری دو سپاه رو به روی هم صف آراستند. در آن نبرد علیمردان خان مغلوب شد و با به جا گذاشتن کلیهٔ لوازم خود به خوزستان گریخت تا با کمک حاکم آنجا بتواند دوباره علیه کریم خان قد علم کند.
رجبی، کریم خان زند و زمان او، ۲۰–۴۴.

در همان وقت که کریم خان با سپاه  پیروز خود در کوهرنگ بود، گرجیان آخوره طغیان کردند و در دامنه کوههای آبادی خود پنهان شدند تا به فاتح خراج ندهند. ارمنیان آبادیهای سنگباران، خُنگ، شاه بُلاغ، میلاگرد و سوروشجان که با گرجیان همسایه بودند، از ترس خود به آخوره رفتند. اینان به جای عصا به نی لهیده تکیه دادند. چون کریم خان از این شورش آگاه شد، به ایشان حمله برد، برآنها چیره گشت و بیشتر ارمنیان را با شمشیر سر برید و در چنان خشمی فرو رفته بود که حتی بر شیرخواران هم رحم نکرد. آنگاه زوروج قلی بیک، سردار گرجیان را گرفت و در دهانه توپ گذاشت و سپس از ارمنیان و گرجیان، بسیاری را اسیرکرد و از آنجا رفت.
هارتون درهودانیان، تاریخ جلفای اصفهان، 212

.کریم خان که در میان پادشاهان ایران مشهور به داشتن چهره‌ای عدالت خواه و دور از خونریزی می‌باشد، بعد از این پیروزی به خونریزی شدیدی دست زد. جان. ری. پری چنین می‌نویسد: با این وجود کریم خان آشکار ساخت که آرزومند تسلط بر سرزمین کوهستانی بختیاری است. پس از پیروزی بلافاصله خراجی از تمام افراد مقیم و همسایهٔ بختیاری طلب کرد. گرجی‌های ساکن روستای آخره (نام قدیمی فریدونشهر) از دادن خراج خودداری کردند و به اتفاق مردمان روستاهای ارمنی نشین مجاورشان به مقاومت مسلحانه پرداختند. کریم خان نیز با قوای نظامی اش به آنان حمله کرد. بسیاری از دهقانان کشته و اسیر گردیدند و رهبران گرجی‌ها تیرباران شدند و خان زند با تعداد زیادی اسیر آنجا را ترک کرد.
جان. ری. پری، کریم خان زند، ۴۲.

کریم خان بعد از آن عازم اصفهان شد و در آنجا خود را وکیل الدوله نامید. داستان این واقعه نسل به نسل منتقل شده، شاخ و برگ فراوانی یافته و همانند اسطوره شده است.نویسندهٔ تاریخ گیتی گشای نامی در تاریخ زندیه از این واقعه با نهایت اختصار و اختفاء یاد می‌کند و در این خصوص تنها با جملهٔ «تدمیر سایر خصمان نژند» یاد کرده است.
موسوی نامی، تاریخ گیتی گشا در تاریخ زندیه، ۲۴–۲۵.

احمد پناهی سمنانی در کتاب «لطفعلی خان زند» در مبحث جنبه‌های منفی حکومت کریم خان چنین می‌نویسد: «کشتار مردم سلحشور و مقاوم سیراوی در صفحات لرستان و خوزستان (فریدون‌شهر با هر دو استان مجاور است) که فرمان او را مبنی بر دادن سرباز و ملازم رکابی قبول نکردند و در جنگی نابرابران سران آن‌ها به قتل رسیدند و سرهای آنان را کلهٔ منار ساختند و اطفال و زنانشان را اسیر کردند ... برخی از زنان نیز خود را از کوه به پایین پرتاب کردند تا به اسارت سربازان خدامراد خان سردار نظامی کریم خان نیفتند».
پناهی سمنانی، لطف علی خان زند، ۳۹.

پس ازسه روز محمد خان به سپاهش فرمان داد تا به آبادیهای ارمنی و گرجی نشین افتادند. زیبا دختران را اسیر کردند و تمام حیوان و حشم آنها را غارتیدند وبا هرچه به چنگ آورده بودند با غنایم فراوان به اردوی کهیز بازگشتند.کشیش استپانوس که آن دوران اسارت را با چشم خود دیده است، مصیبت ارمنیان فریدن را چنین تصویر می کند «مادران برای دخترانشان میگریستند، پدران برای فرزندان برادران برای برادران و خواهرانشان و مردها برای همسرانشان، اما اسیران برای والدینشان برای محبوبانشان و خویشانشان.، ضجه های اسیران، فریاد پدران، شیون مادران، زاری خواهران و گریه برای دوستان و اقوامشان چنان با صدای حوانات در هم آمیخت که گویی تندر از میان ابرها می غرید.» این وقایع اسارت در بیست و سوم ژوئیه 1785 رخ داد.هارتون درهودانیان، تاریخ جلفای اصفهان، 260.


برچسب‌ها: تسیخه ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
ავტორები
فریدونشهر در شبکه های اجتماعی